الملا فتح الله الكاشاني
56
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كفار را نيز بفضل خود ببهشت برد و در بعضى روايات آمده كه ذريت صغار عصافير جنت باشند و بدانكه مىتواند بود كه مراد بالحاق ذريت بابا مقارنت ايشان باشد بابا در جمع شدن در مكان واحد در ثواب و مرتبهء و اصح آنست كه اجتماع ايشان بابا در مرتبه و درجه باشد بر سبيل تفضل و احسان نه به اينكه حق سبحانه مرتبهء ابا را به جهت نقص اولاد حط سازد به اين وجه كه بعضى از ثواب ابا بايشان دهد تا هر دو در ثواب برابر شوند كما قال * ( وَما أَلَتْناهُمْ ) * و ما كم نكنيم * ( مِنْ عَمَلِهِمْ ) * از ثواب كردار ايشان * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز يعنى فرزندان را بدرجهء پدران رسانيم بىآنكه نقصان به ثواب ايشان رسد بلكه بكرم و فضل خود اولاد را رفعت درجه ارزانى فرمائيم و بنا بر آنكه الحاق بر سبيل جمعيت باشد اينكلام بر سبيل استيناف خواهد بود پس به جهت تاكيد و مبالغه در اينقول ميفرمايد كه * ( كُلُّ امْرِئٍ ) * هر مرد مكلف * ( بِما كَسَبَ ) * به آنچه كسب كرده باشد * ( رَهِينٌ ) * در گرو است روز قيامت يعنى وابسته است بپاداش كردار خود و به عمل ديگرى مؤاخذ نيست پس هم چنان كه شخصى بندهء خود را مثلا مرهون ميسازد به دينى كه بر او است و همچنين نفس عبد در حكم مرهون است نزد او سبحانه به عمل صالحى كه آن مطالب به است و تخصيص ذكر بذكر به جهت تبعيت اناث است بايشان و خلاصهء سخن آنست كه مكلف جزا داده مىشود به آنچه مستحق آنست از ثواب و عقاب و هيچكس بذنب ديگرى مؤاخذ نميشود و از مقاتل منقولست كه معنى آيه آن است كه كافر مرتهن است در نار بسبب آنچه كسب كرده از كفر و شرك و مؤمن مرتهن نميشود به عمل خود كما قال اللَّه تعالى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ آن گه بيان مزيت نعمت مىكند بر اهل ايمان و ميفرمايد كه * ( وَأَمْدَدْناهُمْ ) * و بيفزائيم مر متقيان را يعنى زياده بر آنچه آرزو داشته باشند بدهيم ايشان را * ( بِفاكِهَةٍ ) * ميوه بجميع انواع آن * ( وَلَحْمٍ ) * و گوشت با همه اصناف آن * ( مِمَّا يَشْتَهُونَ ) * از آنچه آرزو كنند تخصيص فاكهه و لحم بذكر به جهت آنست كه آنها اعظم نعمند و خلاصهء معنى آنست كه ما زياده خواهيم داد بمتقيان انا فانا و وقتا بعد وقت آنچه آرزوى نفس ايشان باشد * ( يَتَنازَعُونَ ) * داد و ستد كنند با يكديگر * ( فِيها ) * در بهشت يعنى بهم دهند و از هم ستانند * ( كَأْساً ) * كاسه مملو از خمر بهشت اصح آنست كه كاس در اينمقام بمعنى خمر است از قبيل تسميهء شيء باسم محل و مؤيد اينست تانيث ضمير در قول او سبحانه كه * ( لا لَغْوٌ فِيها ) * يعنى بنوشانيم بايشان خمرى كه هيچ سخنى بيهوده نباشد در آن يعنى در اثناى شرب آن با يكديگر مخاصمت نكنند و بسخنان لغو و بيهوده تكلم ننمايند * ( وَلا